مناظره ديشب موسوي و احمدي نژاد را بسياري تقابل وقاحت و متانت، بي ادبي و ادب و شخصيتي ملي در برابر شخصيتي كولي توصيف كرده اند. اما اين توصيف از اين مناظره اگرچه عاري از حقيقت نيست اما كافي نيست.
در اين مناظره احمدي نژاد در برابر موسوي تلاش كرد تمام شرايط را مانند چهار سال پيشي سازد كه آن شرايط او را به كرسي رياست جمهوري رسانيد.
اولا او تلاش كرد دوقطبي 4 سال پيش خود در برابر هاشمي رفسنجاني در دور دوم انتخابات نهم رياست جمهوري را تكرار كند. اتفاقي كه براي او خوش يمن بود و او را در نهايت تعجب ناظران داخلي و خارجي به كرسي رياست جمهوري رسانيد. در آن دوره تحليل بسياري بر اين بود كه آن انتخابات به دور دوم خواهد كشيد و البته يكي از راه يافتگان به دور دوم هاشمي خواهد بود. همين تحليل باعث خطاي تاريخي اصلاح طلباني شد كه به اندازه كافي براي حضور با يك كانديدا تلاشي نكردند چرا كه تصورشان بر اين بود كه نهايتا يكي از كانديداهاي آنها به همراه هاشمي به دور دوم راه خواهد يافت و در آنجا هم البته پيش بيني مي شد كه به دليل راي منفي بالايي كه هاشمي دارد، نفر پيروز هاشمي نخواهد بود.
آن تحليل در همه اجزاء صحت خود را نشان داد به جز يك جزء مهم و آن پيش بيني نفر راه يافته به همراه هاشمي در دور دوم بود. احمدي نژاد از شهرداري تهران آمد و با اما و اگرهاي زياد به دور دوم رفت و در آنجا در رقابتي راحت با هاشمي، به آرزويي رسيد كه در مخيله كمتر كسي تا چند ماه پيش از آن مي رسيد.
جريان راست افراطي احمدي نژاد حالا كه هاشمي را كانديدايي در برابر خود نمي بينند سعي مي كنند تمام كانديداهاي حاضر در رقابت دهم را بازيگر صحنه اي بنامند كه صحنه گردان آن هاشمي است. در واقع همان دوئل هاشمي – احمدي نژاد. تمام تلاش ديشب احمدي نژاد به خصوص در راندهاي اول مناظره اش با موسوي بر اين اساس استوار بود كه به مخاطب بقبولاند كه زير چهره اي كه از موسوي مي بينيد اگر كلاه خود او را در اين دوئل كنار بزنيد، چهره هاشمي را خواهيد ديد. دروغي كه در كنار دروغ هاي بسيار احمدي نژاد در اين چهار سال ثبت و ضبط خواهد شد. موسوي اگرچه حمايت هاشمي را پشت سر خود دراد اما همگان استقلال شخصيتي موسوي را مي شناسند كه بازيگر صحنه هيچ صحنه گرداني نخواهد بود.
دومين عاملي كه احمدي نژاد در پي احياي آن است گرفتن ژست اپوزيسيوني است. او چهار سال پيش به خوبي نان اين ژست را خورد و حالا كه چهار سال است كه نفر اول اجرايي كشور است بيش از آنكه در صدد اثبات كارهاي خود در اين چهار سال باشد در پي تجديد آن پوزيشن اپوزيسيوني خود است.
او به جاي پاسخ به موسوي كه دروغ ها و ماجراجويي هاي او در جريان ادعاي ربوده شدنش در عراق و جنجال هولوكست و فروپاشي غرب و اسراييل و ... پاسخ دهد، به طلبكاري در برابر تمام سه دهه جمهوري اسلامي تبديل شد. عجيب نيست اگر راضي ترين ناظران مناظره ديشب را اپوزيسيون برانداز نظام بدانيم. احمدي نژاد به گونه اي تمام گذشته نظام را زيرسوآل برد كه مخاطب حق داشت بگويد «اگر تو راست مي گويي واي بر اين نظام و اگر دروغ مي گويي باز هم واي بر اين نظام».
حالا كه كمتر از يك روز از آن مناظره گذشته، وقتي صف شاكيان احمدي نژاد در مناظره ديشب را مي بينيم بهتر اين مساله را درك مي كنيم. هاشمي به عنوان نفر دوم نظام در سه دهه گذشته به همراه تمام خانواده اش كه به نوعي دهه دوم كشور در نظام اجرايي به آنها وابسته بود، دولت موسوي و شخص وي به عنوان نماينده دهه اول نظام اجرايي كشور، جبهه مشاركت و بزرگ معنوي آنها خاتمي و مديري به نام صفايي فراهاني به عنوان بخشي از دهه دوم و سوم نظام و حتي ناطق نوري كه در بين اصول گرايان سنتي از جايگاه ويژه اي برخوردار است تا او در ژست اپوزيسيوني هيچ نقصي نداشته باشد. او تلاش كرد همه گذشته نظام را در برابر خود قرار دهد تا هم اپوزيسيون باشد و هم در ظاهر مظلوم.
در برابر او موسوي بود. او هم هماني بود كه انتظار مي رفت. ماخوذ به حيا و متكي به منطق قانون و اخلاق. او براي اثبات خود به سراغ نفي و نقد هيچ كس جز نقد آنكه در برابرش نشسته بود نرفت. گاهي چون نجابت آرماني علي در برابر خدعه عمروعاصي كه در برابر چشم او تهديد به عرياني مي كرد زبان در كام مي گرفت و هرگاه كه رقيب دست به شمشير قانون و منطق مي برد بلافاصله از در مبارزه و جهاد درمي آمد و شمشير مي زد.
مناظره ديشب صحنه برد و باخت توامان هر دو رقيب بود. آن جايي كه رقابت بر اساس منطق و قانون و اخلاق بود، موسوي پيروز قطعي ميدان بود ولي آنجا كه لباس تقوا از تن به در كردن و آبروي صدر تا ذيل كشور و شخصيت هاي موجه آن را بر زمين ريختن بود، موسوي سر به زير افكند تا رقيب در اين ميدان يكه تازي كند.
ميرحسين موسوي بداند كه اگر در هر دو صحنه رقابت ديشب در برابر رقيب پيروز و يا حتي برابري مي كرد قطعا بسياري از هواداران او اينك در انتخاب خود تجديدنظر مي كردند.
او در ميدان منطق پيروز شد ولي اگر تنها قدمي پاي در ميدان نانجيبي مي گذاشت كه رقيب نشان داده يكه تاز آن بوده و هست او را در اين انتخابات تنها مي گذاشتيم ولي حالا كه چنين نشد محكم تر بر سر پيمانمان با او مي ايستيم چون باور داريم كه چاره درد ما را او داد خواهد كرد.
همهی شما حتمن نوحهي معروف "ممد نبودی ببینی" را شنیده اید. شعری ساده با آهنگی که به سادهگی و روانی همان شعر است و برای همه یادآور روز غرورآفرین آزادسازی خرمشهر و شهید محمد علي جهان آرا، فرماندهي سپاه خرمشهر است .
شهید محمد علی جهان آرا(1360-1333) كه پایداری 42 روزهي وی و 400 تن از همرزماناش با امکانات محدود و ابتدايي در مقابل ارتش مسلح و مجهز صدام در روزهای پر التهاب سقوط این شهر به دست متجاوزان عراقی، از برگ های زرین و پرافتخار مقاومت ایرانیان در طول تاریخ در برابر اجانب است، به اين شهيد بزرگوار چهرهيي اسطورهيي بخشيده است. وي پس از سقوط خرمشهر به سپاه اهواز منتقل شد و در عملیات شکست حصر آبادان نقش فعالی داشت. وی هشت ماه پیش از آزادی غرورآفرین زادگاهاش، روز 7 مهر 1360 در سانحهي سقوط هواپیما در منطقهي کهریزک به حضرت دوست پيوست.
بدين ترتيب بود كه فراق شهيد جهان آرا در روز آزادسازی خرمشهر برای همرزماناش خیلی سنگین آمد و حسب خاطرات آنها، آن روز همه با حسرت از او یاد می کردند.
با اين مقدمه شاید برایتان جالب باشد بدانید که شعر "ممد نبودي" سرودهی کیست و چگونه سروده شده است.
شاعر "ممد نبودی" یکی از رزمندهگان روزهای جنگ است به نام "جواد عزیزی". در سالروز آزادی خرمشهر غلام كويتيپور مداح جنوبي كه نوحههاي حماسياش در دوران دفاع مقدس او را به جامعه معرفي كرد، مراسمی در تهران داشته که برای مداحی در آن در پي شعري جدید و مناسب بوده است. از طریق واسطهيی این خبر به عزیزی می رسد و او این شعر را در سوگ شهید جهان آرا میسراید و بعد هم خبردار نمی شود که اصلا اين شعر به دست كويتيپور ميرسد يا نه تا چه رسد كه چنين اشتهاري را براي شعر سادهاش پيشبيني كند.
پس از چند روز در منطقهي مرزي مهران، شاعر بيادعا و بيخبر، عزیزی حین شستن ظرف بوده که می شنود یکی از همرزماناش مرثیهي ممد نبودی را می خواند. او با تعجب و حرارت می پرسد که این شعر را از کجا گیر آوردی؟ آن بندهي خدا هم که علت این سوآل و هيجان را نمی دانسته، می گوید از تلویزیون شنیده است. این شاعر جوان و نه چندان مطرح بلافاصله با آن رابطش با کویتی پور تماس می گیرد و با هماهنگی با کویتی پور چند بیت دیگر به آن اضافه می کند. در نهايت حاصل كار اینی می شود که امروز حتي ارکستر سمفونی بزرگ تهران گرد هم ميآيند تا برای این سرودی که نه شاعر و نه آهنگساز مشهوری داشته، اجرايي ويژه داشته باشد.
اما دربارهي آهنگ دلنشين اين نوحه. ميدانيد كه نوحههاي محلي و موسيقيهاي مقامي در جنوب و در جنوب به خصوص در منطقهي بوشهر و شهرهاي اطراف آن عنصري برجسته در ساختار فرهنگي اين منطقه محسوب ميشود. شروههاي معروف اين منطقه، دو بيتيهاي پرسوز و آهنگهاي جانگدازي كه هر جنوبي با آن آشنا و دمخور است. آهنگ ممد نبودي نيز برگرفته از نوحهي معروفي با صدای زنده یاد جهانبخش کردی زاده (بخشو) از اهالي اين منطقه است. اما تبدیل آن به نوحهي ممد نبودی، به ابتکار غلام کویتی پور بود که این آهنگ را با کلام دیگری بازخوانی کرد و به سرعت در قلب مردم جا گرفت.
جاودانه باد ياد و راه شهيد جهانآرا و همهي جانبركفان ميهن
ممد نبودی ببینی
شهر آزاد گشته
خون یارانات
پرثمر گشته
آه و واویلا
کو جهانآرا؟
نور دو چشم
تاج سر ما
امیدم گشته ناامید
بعد از هجر تو
یاران میآیند
اندر پی تو
موسوی آمد در پیات استقبالش کن
به دشت رضوان
تو مهمانش کن
آه و واویلا
کو جهانارا؟
نور دو چشم
تاج سر ما