تبليغاتX
هبوط ناتمام
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

دي­شب در اولين شب اجراي كنسرت استاد شجريان به همراه گروه شهناز در سالن بزرگ وزارت كشور حضور داشتم. كنسرتي كه با وجود آواز و تصنيف هاي بسيار زيبايي كه براي آن در نظر گرفته شده بود با صداي جادويي استاد مي توانست يكي از به­ترين شب­ها را براي حاضران در كنسرت رقم بزند، ولی متاسفانه به دليل ضعف­هاي مفرط در اجرا و عصبانيت باورنكردني استاد، به عيشي منقص تبديل شد.

برنامه با يك ساعت تاخير آغاز شد و دليل آن نيز از زبان استاد، معطل شدن اعضاي گروه در سرويس هاي بهداشتي و آسانسور بود. هنگام بيان اين توضيحات از سوي استاد رنجش شديد ايشان هويدا بود. مساله­يي كه به وضوح تا پايان كنسرت ادامه داشت و عوارض خود را هم در اجرا نشان مي داد. شايد استاد شجريان پيش بيني مي كرد كه در همان آغاز گفت كه ممكن است در اجراي امشب شرمنده­ي علاقه­مندان­اش در سالن شود. امري كه تاثر حاضران را در پي داشت تا يكي از آن­ها با صداي بلند بگويد: "دشمنت شرمنده باد".

به هر تقدير اجراي كنسرت با يك پيش درآمد آغاز شد و در حالي كه حضار با كف زدن به استقبال قطعات بعدي مي­رفتند تا صداي گرم آواز استاد را بشنوند، با اعتراض شديد ايشان نسبت به استفاده­ي برخي حاضران از دوربين و موبايل مواجه شدند. كاري كه متاسفانه به خطا از سوي 10-12 نفري در سالن انجام شده بود و مي­شد كه از طريق انتظامات سالن و بدون دخالت مستقيم استاد حل شود. ولي به گمانم استاد در اين­جا عصبانيت پيشين­اش بر ايشان غلبه كرد تا تذكرش براي خاموش كردن دوربين­ها بيش از انتظاري كه مي­رفت عتاب­آلود باشد و تحير و تاسف را براي حاضران در همان ابتداي كنسرت ايجاد كند. هرچند عمق علاقه­ي مردم به ايشان بيش از آن بود كه حتا پس از شنيدن كلمات نسبتن تند ايشان و تهديدشان مبني بر توقف كنسرت باعث شود كه گرم­ترين تشويق­ها را تا پايان نصيب ايشان نكنند.

ادامه­ي كنسرت هم با مشكلات جدي مواجه بود. صداي دستگاه­هاي تهويه كه در برخي نقاط سالن كلافه كننده مي­شد، صداي ضعيف به خصوص در انتهاي سالن كه ما هم آن­جا بوديم و تصويربرداري بسيار مبتديانه­يي كه باعث مي­شد حداقل تماشاي گروه از روي مونيتورها هم به دل نچسبد، در نهايت باعث شد كه در پايان بخش اول جاي خود را رها كنم و بروم جلوتر در راهروي بين صندلي­ها به اعتراض روي زمين بنشينم. انتظامات سالن كه ديد حريف من و عصبانيت­ام نمي­شوند ناچار جاي نسبتن به­تري را برايم پيدا كردند و من هم با تنها گذاشتن خواهر و شوهر خواهرم كه همراهم بودند در بخش دوم كمي بيش­تر از برنامه لذت بردم. نكته­ي جالب در بخش دوم اعتراض تند استاد درحين اجرا به صدابردار بود. هنگامي كه ايشان در آواز كمي اوج گرفت پخش­هاي سالن شروع به سوت كشيدن كردند تا ايشان با حركت تند دست به صدابردار اخطار دهد. ما كه بي­تقصير بوديم در آن لحظه كپ كرديم واي به حال صدابردار بخت برگشته. از آن به بعد هم براي كاهش مشكلات صدا دستگاه­هاي تهويه و خنك كننده را در لحظاتي كه به خصوص در گام­هاي پايين آواز خوانده مي­شد خاموش مي كردند و خوش­بختانه در آستانه­ي فاسد شدن حضار محترم از گرما، آواز اوج مي­گرفت تا تهويه­ها روشن شوند.

پايان كنسرت هم طبق معمول با درخواست حضار براي اجراي مرغ سحر همراه بود. اجرايي كه با همراهي كامل و هماهنگ گروه از روي نت­هاي پيش رويشان مشخص بود كه خودشان هم آماده­ي اجراي آن بوده اند. اين اجرا و همراهي جمعي مردم با آن به­ترين لحظات برنامه­ي ديشب بود. هرچند اجراي جديد برخي قطعات قديمي استاد در اين برنامه هم به جاي خود بسيار دل­نشين بود.

به هرحال برنامه­ي دي­شب آن­چنان كه بايد و شايد به دلم نچسبيد. شايد به هم ريختن برنامه­ي جمعي كه قرار بود به اتفاق برويم و باعث شد كه من و پرستو (همسرم) هركدام در شب جداگانه­يي بليت گيرمان بيايد عامل تكدرم پيش از اجراي مراسم بود ولي واقعن مشكلات اجرايي ديشب ضدحال بود. واقعيت آن است كه دي­شب فاصله­ي هنر استاد و تا حدی گروه با توان اجرايي مجريان كنسرت و امكانات سالن كاملن توی ذوق مي زد. اين كنسرت از زمان ثبت نام پردردسر اينترنتي­اش تا اجراي پر از ايراد شب اول آن يك بار ديگر نشان داد ضرورت ساخت مجموعه­يي مدرن و مجهز براي برگزاري كنسرت در تهران و همين طور ساير شهرهاي بزرگ چه­قدر جدي است. كاري كه از دولت فعلي انتظار آن نمي­رفت ولي در كارنامه­ي 8 ساله­ي دولت اصلاحات با انتظاراتي كه از آن مي رفت، يك نمره­ي منفي را به يادگار گذاشته است.

گزارش وبلاگ همایون شجریان از برنامه دیشب

پ ن: شب چهارم كنسرت توفيق حضور دوباره در كنسرت پيش آمد. اين بار بسياري از مشكلات شب اول يا كم شده بود يا به كل مرتفع شده بود. استاد ديگر دعوايمان نكرد و گروه در كل با آرامش بيش­تري اجرا كرد. مشكل صدا كم­تر بود هرچند بضاعت سالن وزارت كشور بيش از اين­ها نيست. تصويرهاي روي مونيتورها هم از آشفته­گي و باري به هر جهتي خارج شده بود و دركل اجراي دل­نشيني را شاهد بوديم.

استاد شجريان يك سرمايه­ي بزرگ براي ماست. عمرش دراز و عزت­اش مستدام باد.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |