تبليغاتX
هبوط ناتمام
یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود

زنده­گی ما آدما به خصوص در حوزه­ی روابط اجتماعی با خیلی چیزا عجینه از جمله سوء تفاهم. پدیده­ای که گاه زنده­گی آدمو کن فیکون می­کنه و گاه مث یه شهاب لحظه­ای می­آد و میره. گاهی حل می­شه و گاهی می­مونه اونقدی که هیچ­وقت معلوم نمی­شه سوءتفاهم بوده. تو زنده­گی اجتماعی سیاسی خونواده­گی رفاقتی و خلاصه همه جا این را دیده­ایم. اما گاهی پیش می­آد که آدم با خودش دچار سوءتفاهم می­شه. خنده­داره، نه؟ منم از صبح دارم به خودم که نه، با خودم می­خندم!

 

اوی، مسخره نکنید. دیوونه هم خودتونید.یه سوءتفاهم کوچیک بود که حل شد.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

دیروز رییس جمهور احمدی نژاد در سازمان ملل سخن­رانی کرد. در این سخن­رانی که زیر نور چراغ­های محل اجلاس انجام شد، وی سخنان مهمی اظهار داشت. در زیر بخش­هایی از این سخن­رانی آورده می­شود. کلمات درون پرانتز از ایشان نیست و من فهم خودم را در آن­ها آورده­ام:

-     حق‌طلبي، خداجويي، عدالتخواهي و حمايت از كرامت انساني فرياد رساي امروز ملتهاي جهان است و نفي زورگويي و تجاوز، دفاع از مظلومان و صلح طلبي ... خواست نسلهاي نو و جوانان برومندي است كه مي‌خواهند جهاني پاك از آلودگي، تجاوز و بيعدالتي و سرشار از عشق و محبت بسازند.

 

-     آنچه امروز بر بشريت مي‌گذرد شايسته كرامت انساني نيست، خداوند بشر را خلق نكرده كه بعضي بر بعضي ديگر ظلم و تجاوز روا دارند و عده‌اي با ايجاد جنگ و درگيري (خشونت) به غارت منابع، ثروت اندوزي و گسترش سلطه خود مشغول باشند و عده‌اي در فقر و رنج و مصيبتهاي ناشي از آن بسر ببرند.

 

-     اين گونه رفتارها در شان بشريت نيست و با حق و عدالت و كرامت انسان مغايرت دارد. سووال اساسي اين است كه در اين شرايط مظلومان جهان بايد به كجا شكايت ببرند؟ چه كسي يا سازماني از حقوق مظلومان دفاع مي‌كند؟

 

-     استفاده از شوراي امنيت به عنوان ابزار تهديد بسيار نگران‌كننده است. بعضي از اعضاي دائم شوراي امنيت كه در منازعات بين‌المللي خودشان يك طرف منازعه هستند، به راحتي ديگران را با شوراي امنيت تهديد مي‌كنند.

 

-     بسياري از مناسبات جهاني تحت فشار برخي از قدرتمندان، غير مسئولانه، غير عادلانه و تبعيض آميز است، ... ادعاي حمايت از حقوق بشر و دموكراسي براي برخي قدرتها تا وقتي است كه بتوان از آن به عنوان ابزاري براي فشار و تحقير ساير ملتها استفاده كرد اما وقتي موضوع به منافع خود مدعيان بر مي‌گردد، مفاهيمي نظير دموكراسي، حق انتخاب ملتها، احترام به حقوق و شعور مردم، حقوق بين‌المللي و عدالت هيچ جايگاه و ارزشي ندارد.

 

-     نظام حاكم بر مناسبات امروز به گونه‌اي است كه برخي قدرتها تصميم خود را بر تصميم بيش از ‪ ۱۸۰‬كشور جهان (اکثریت)حاكم مي‌دانند و خود را معادل جامعه جهاني قلمداد مي‌كنند. آنان خود را مالك و حاكم جهان و ساير ملتها را دست دوم به حساب مي‌آورند.

  

-     سووال اين است كه اگر دولت آمريكا يا دولت انگليس كه عضو دائم شوراي‌امنيت (رهبران مادام­العمر جهان) هستند، مرتكب تجاوز و اشغال و نقض قوانين بين‌المللي شوند، چه ركني از اركان سازمان ملل متحد (قوه قضاییه جهانی) مي‌تواند به جرم آنان رسيدگي كند؟ آيا شورايي كه خود آنان با امتياز ويژه در آن عضويت دارند، مي‌تواند به جرم آنان رسيدگي كند؟ آيا تاكنون چنين امري اتفاق افتاده است؟ اما بالعكس ديده‌ايم اگر آنان با ملت يادولتي مشكل پيدا كنند، آن دولت را به شوراي امنيت مي‌كشانند و خودشان در مقام شاكي كار دادستان را هم انجام مي‌دهند و در مقام قاضي حكم هم صادر مي‌كنند و به مرحله اجرا مي‌گذارند. آيا اين نظام عادلانه است؟ آيا تبعيض از اين آشكارتر و ظلمي از اين واضح تر وجود دارد؟

 

-     متاسفانه اصرار مداوم برخي كشورهاي (قدرت­های) سلطه طلب براي تحميل سياست‌هاي انحصارطلبانه خود به مراكز تصميم سازي بين‌المللي (نهادهای اجماعی و عمومی) ، از جمله شوراي امنيت، باعث شده تا بي‌اعتمادي افكار عمومي جهاني نسبت به سازمان ملل متحد افزايش يافته، اعتبار و كارآمدي اين فراگيرترين نهاد نظام امنيت دستجمعي، بيش از پيش خدشه دار شود.

 

-     دولتي با راي مستقيم مردم و بصورت دموكراتيك در بخش كوچكي از سرزمين فلسطين (چه فرقی می کند؟ هرجای دیگر٬ اینجا٬ آنجا)تشكيل مي‌شود ليكن به جاي حمايت مدعيان دموكراسي از او، وزراء و نمايندگان مجلس آن در جلوي چشم جهانيان دستگير و زنداني مي‌شوند.

 

-          مادام كه عامل درگيري خود عضو دائم شوراي امنيت باشد، اين شورا چگونه مي‌تواند به وظايف خود عمل كند؟

 

-     اگر احترام به حقوق انسانها اصل باشد بيعدالتي، بداخلاقي و تجاوز و جنگ معنايي نخواهد داشت، انسانها همه مخلوق خداوند هستند و همه صاحب كرامت و احترام، كسي بر كسي برتري ندارد، كسي يا دولتي نمي‌تواند براي خود امتيازات ويژه قائل شود.

 

-          ما چه بخواهيم و چه نخواهيم با اراده خداوند متعال عدالت، صلح و نيكي دير يا زود در جهان مستقر خواهد شد.

 

-     خداوند قادر و رحيم كه خالق جهان است، حاكم و مالك جهان نيز هست. ... اوست كه امر به عدالت مي‌كند و اوست كه از بندگان خود مي‌خواهد بر مبناي خير و نيكي و تقوي پشتيبان هم باشند و در فساد و تباهي از يكديگر حمايت نكنند.  ... او از بندگان خود مي‌خواهد به نيكي‌ها و خوبيها امر كنند و يكديگر را از زشتيها و بديها باز دارند.

 

-     آيا نمي‌توان بر مبناي توحيد و عدالت و عشق و احترام به حقوق انسانها، دنياي بهتري ساخت و دشمني‌ها را به دوستي تبديل كرد؟

 

پ ن:فکر نمی کردم احتیاج به توضیح داشته باشد ولی از برخی کامنت ها فهمیدم که این توضیح ضروری است که بخش هایی از سخنان آقای احمدی نژاد كه در بالاست٬ ما به ازاي بين المللي حرف اصلاح طلبان در مقياس داخلي است كه خواستم برجسته اش كنم. ببخشيد از اين بديهي گويي!

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

جاي همه‌ي دوستان خالي،‌ ديشب با پرستو خانم رفته بوديم كنسرت شهرام ناظري. گروه نوازنده‌ي معروفي را به همراه نداشت، اما كارهاي خوبي اجرا شد تا شب خاطره انگيزي داشته باشيم. نكاتي در حاشيه ي اين كنسرت به ذهن‌ام رسيد كه عرض مي كنم:

 

1- اونايي كه جلوي برگزاري اين‌گونه برنامه‌ها ر ا مي‌گيرند،خيلي خرند.( البته منظورم خر بدون هاله‌ي نور است.كسي گير نده‌ها )

 

2- شهرام ناظري هم اجراي فارسي داشت و هم اجراي كردي. در حين اجراهاي فارسي تركيب اشعار و آهنگ و صداي كم‌همتاي شهرام ناظري حالاتي به غايت معنوي و خلسه‌آميز برايمان ايجاد كرده بود و در اوج اجراهاي طرب‌انگيز‌ش هم هواي سماع به سرم مي‌زد. اما اجراي چند ترانه‌‌ي ‌فولكلور بسيار زيباي كردي، حذف حظ شعر در كنار طرب بيشتر اجراهاي كردي، هم من و هم بقيه‌ي حضار را دچار حالات گوگوري مگوري كرده بود. من البته به دليل اين كه يكي از دوستان سياسي مطبوعاتي‌ام (حميد صداقت) پشت سرم بود سعي كردم سنگين بنشينم و جلوي شانه‌هايم را به هر زحمتي بود گرفتم اما دقايقي از جهت همراهي با جمعيت و اين كه ديگر قرار شده فاصله‌امان را با توده ها كم كنيم، دستمال كاغذي را از جيب‌ام در آوردم تا در هوا تكانكي دهمش منتها قبلن از فرط استعمال (هنوز سرماخوردگيم خوب نشده) سنگين‌تر از آن شده بود كه حركت نرم و لطيفي در هوا داشته باشد و تاپ و تاپ مي‌افتاد. خلاصه به دست زدن كفايت كردم.

 

3- در طول برنامه به خصوص اجراهاي كردي ديدم تحرك پرستو زياد شده و وول مي‌خورد. غيرتي شدم  كه بهش گير بدم ديدم بنده‌ي خدا "صدايي گر شنيدم صحبت سرما و دندان است" مثل بيد مي‌لرزد. پرستو هم سرما خورد. راستي ديشب شهرام ناظري اجراي دل‌انگيزي از "زمستان"اخوان داشت و چه مي‌شد اگر خود اخوان هم بود تا مثل كاست زمستان، صدايش صفاي ديگري به اين اثر زيبا بدهد.

 

4- بي‌سليقه‌گي از دكور بد و بي‌مديريتي از يك ساعت تاخير و قاتي شدن شماره صندلي‌ها معلوم بود. همچين داربست‌هاي زشتي هم زده بودند كه بيا و ببين. پس زمینه ی سياه و زشت براي تبليغ دو سه تا شركت اسپانسر پشت سر گروه بود و پرده‌ي ويديو پروژكشني كه تا پايان به هيچ كاري نيامد.

 

5- تاكسي دربست از ورزش‌گاه انقلاب تا ستارخان 6 هزار تومن! به خدا راست مي‌گم.(خواهر پرستو هم همراهمان بود روم نشد چونه بزنم. عین لردها رفتم نشستم کنار راننده و گفتم قیمت مهم نیست فقط ما را به منزل برسان)

 

6- مجددن عرض مي‌كنم هركي فكر مي‌كنه اجراي چنين كنسرت‌هايي خلاف ارزش‌هاست خره.

حاشيه‌هاي كنسرت«ناظري» به نقل از فارس

گزارش تصویری کنسرت

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

خدا را شکر که "روبرو" هست. جایی برای خیره شدن، زل زدن و وقتی که تار شد، برای سفر. از این­جا به هرجایی که خودت بخواهی، با هر سرنوشتی که خودت رقم بزنی. گاهی برای خودت سرنوشت خوشی رقم می­زنی و آرام گوشه­ی لبت تکانی می­خورد. گاهی در خیال هم به مرادت نمی­رسی و ناخواسته همه­ی عضلات صورت­ات شل می­شوند و پایین می­افتند. حالا اگر روبرویت مونیتوری باشد بهتر هم می­شود. یا کسی تو را نمی­بیند و یا اگر ببیند فکر می­کند مطلبی بر روی صفحه­ی مونیتور میمیک صورتت را تغییر می­دهد و از اتهام ملنگی حداقل به این دلیل مبرا می­شوی.

 

"روبرو" عرصه­ی بزرگ زنده­گی دیگر ماست. زنده­گی­یی که با خیال­اش سر می­کنیم.
نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

گاهی استیصال همه­ی وجودت را می­گیرد و تو می­مانی حیران از این همه ضعفی که داشتی و خودت خبر نداشتی. اینجاست که شک می­کنی به اختیار و همه­ی ایده­هایی که آنها را قطعی می­دانستی که روزگار به تو می­آموزد که نقطه­ی تسلیم محتومی بیش نیستی.

سرما خوردگی­ام را عرض کردم.بد جوری مستاصل­ام کرده.

 

خبر فوری: روزنامه شرق را بالاخره توقیف کردند.خبرش فعلن شفاهی اعلام شده.خدا کند چانه زنی ها مانع از اعلام رسمی آن شود.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

فاطمه رجبی معروف

خانم فاطمه رجبی به هدفی که می­خواست رسید. یک بار مطلبی توهین­آمیز علیه خاتمی و هاشمی و حسن روحانی نوشت که کمی برایش اسم و رسم به هم زد اما به ظاهر کفایت نکرد.این شد که با دز بالاتر بنا کرد به اتهام­زنی و فحاشی به خاتمی که این دفعه دیگر گرفت و حسابی معروف شد. حالا فاطمه رجبی شده ضرب­المثل و جزیی از فرهنگ واژه­گانی که نام­اش معرف سطحی از فرهنگ و سبکی در رفتار و گفتار است. باور کنید دیشب تا حالا دو بار اسم این خانم را به عنوان نماد و چیزی شبیه یک ضرب­المثل شنیده­ام. یک بار صحبت از بی تربیتی فردی بود که گفتند فلانی برای خودش یک پا فاطی رجبیه و یک بار هم ضایع شدن یک فردی را مثل زدند به این که مثل فاطی رجبی ضایع شد.

 

البته من این کار را شایسته نمی­دانم و معتقدم که حتا در هجو افراد باید اندازه نگه داشت، اما بالاخره فرهنگ عامه و عمومی کار خودش را می­کند و منتظر جواز کسی نمی­ماند. برای دکتر الهام هم خیلی ناراحت شدم. به خصوص وقتی در کنار مطلبی در این­باره عکس او را می­بینم. آخر به او چه؟ حتا اگر با هماهنگی او و رییس­اش هم این کار انجام شده باشد چون قطعیتی در اثبات آن وجود ندارد، اخلاق حکم می­کند که به آن نپردازیم. ضمن این که سرمقاله دیروز حسین شریعتمداری در این­باره کفایت می­کند(ببینید این خانم رجبی چه کرده که حسین شریعتمداری هم صدایش درآمده).البته فراموش نکنید که فاطمه رجبی نمونه ی رتوش نشده ی دولت نهم و راست افراطی است و تنها ادبیات آنها با هم کمی فرق دارد.یعنی این که بین ادبیات و سطح ادب الهام و همسرش قطعن تفاوت است اما بین دیدگاه هایشان دنبال تفاوت بنیادی نگردید.

 

اَه که چقدر سطح همه چیز پایین آمده. از رییس جمهور و دولت بگیر بیا تا سطح دعواها. زمانی دعوا می­کردیم سر تقدم و تاخر توسعه­ی سیاسی یا اقتصادی، انگار هر دوتاش شدنی بود و ما مانده بودیم کدام را اول انتخاب کنیم، حالا باید سرمقاله پشت سرمقاله نوشته شود که خانم فحش نده، زشته!

 

راستی اسم فاطمه رجبی را سرچ کنید ببینید به کیا که چه گیرایی نداده. این مطلب ابراهیم نبوی را هم که بخشیش در همین باره است بخوانید و بخندید.

حزب هم اطلاعیه داد. فکر می کنم در این حد نبود که حزب بیاید وسط. در ادامه ببینیدش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

جواد عزیز بدخلق بدقول دوباره وبلاگ­نویسی­اش را از سر گرفت. دوستی که رفاقت­اش به قوت قلم­اش نیست اما همچنان دوست داشتنی است. چون هرچه نباشد بابای پرهام است. او در آخرین پست­اش به موضوعی پرداخته که مدتی دل­مشغولی­ام بود که درباره­ی آن بنویسم یا نه. موضوع بحث­برانگیز میزگرد عبدی و غنی نژاد و توزیع نفت بین مردم که بالاخره خواندن مطلب او مجاب ام کرد من هم نظراتم را در این باره با دوستان در میان بگذارم.

 

یک روز که به اتفاق دوستان شورای حوزه شمال از جمله جواد خدمت آقای عبدی بودیم ایشان در همین باره گفت "مردم بهتر از دولت می­دانند چگونه پول را خرج کنند" و در نتیجه به تفصیل از ایده­ی توزیع مستقیم پول در بین مردم دفاع کرد. نکته­ی قابل توجه در صحبت­های عبدی، عطف توجه­اش به کاهش اقتدار دولت در برابر مردم بود که به درستی آن را با توجه به دقت نظری که به دوران آزادی خواهی در ایران داشته، نشانه رفته است. چه از نظر او همواره نسبت مستقیمی بین افزایش درآمدهای نفتی دولت و اقتدار آن در برابر مردم وجود داشته است. در واقع عبدی نگاهی صرفن سیاسی به موضوع دارد و در این چارچوب نسخه­ی تقسیم پول­اش برایمان قابل هضم است. عبدی خلع سلاح زنگی مست دولت در ایران را می­خواهد و این یک راه است. گرفتن ابزار نفت از دولت (state)، یعنی قدرت سیاسی پول­دار غیرپاسخگو را سر جای خود نشاندن و تصحیح رابطه­ی ارباب و نوکری فعلی بین دولت و مردم.اما نکته­ای که در این میان مبهم است این است که آیا واقعن مردم در این شرایط ارباب خواهند شد و آیا این مسیر منتهی به دموکراسی می­شود؟ اینجاست که علوم اقتصاد و جامعه­شناسی به مدد علوم سیاسی صرف می­آیند و تحذیرهایی می­دهند شایسته­ی توجه.

 

گذشته از فقر دانش من در این­باره، این مقال مجالی برای طرح تفصیلی­تر تحذیرهای اقتصادی و اجتماعی را نمی­دهد که نیازی هم به بیان مجدد آن­ها نیست. به کرات در این سال­ها از کارشناسان و نظریه­پردازان مختلف از جناح­های گوناگون صدای واحدی شنیده­ایم که یکی از نیازهای جدی شکل­گیری دموکراسی در ایران، توسعه است. نکته­ی قابل توجه دیگر در ایران این است که کشور ما یکی از معدود نمونه­هایی است که در آن نسبت مستقیمی بین توسعه­ی­ اقتصادی و عدالت اجتماعی وجود داشته است. در واقع تاکید بر توسعه در ایران مساوی است با تاکید بر عدالت اجتماعی و دموکراسی و این امتیاز بزرگی برای مبارزان راه آزادی و عدالت در کشور ماست که آن­ها را از شر تزاحم ارزشی بین آزادی و عدالت در مسیر مبارزه تا حدودی می­رهاند.(دقت کنید که گفتم تا حدودی)

ادامه دارد ...

راستی سایت میزان نیوز را با طراحی جدید ببینید.امیدوارم دوباره فیلتر نشود که فیلترشکن کم گیر میاد

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

خدایا!

من در کلبه ی حقیرانه ی خود چیزی دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی دارم و تو چون خود نداری ... .


بار خدایا!

توبه می‌کنم
از هر لذتی بدون ذکر تو
و از هر راحتی بدون انس تو
و از هر شادی بدون قرب تو
و از هر مشغولیتی در غیر مسیر طاعت تو ... .

                                                                                     امام سجاد (ع)

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

امروز صبح اجلاس سرنوشت­ساز مجلس مهم خبرگان برگزار می­شود. بنده هم که دیروز تا حالا توانایی­هایم را در پیش­بینی روزگار با توجه به قسمت دیشب سریال نرگس به همگان نشان دادم می­خواهم نتایج این اجلاس را با توجه به وظایف نظارتی مجلس مهم خبرگان بر عملکرد رهبری پیشاپیش بیان کنم.

 

1-  با توجه به ابهامات مطرح در جامعه راجع به دخالت نهادهای نظامی و شبه نظامی تحت امر رهبری در انتخابات مختلف به خصوص انتخابات سال گذشته­ی ریاست جمهوری، کمیته­ی حقیقت­یاب مرکب از نمایندگان جناح­ها و گروه­های مختلف در مجلس خبرگان تشکیل می­شود و سپس نتیجه­ی انتخابات پارسال مخدوش و انتخابات زودرس ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. همچنین درباره­ی کنش­های سیاسی نهادهای نظامی که خلاف قانون اساسی است به فرمانده­ی کل قوا تذکر کتبی با درج در پرونده داده خواهد شد. کل آیین نامه­ها و اساسنامه­ی این نهادها هم ظرف یک هفته بازنگری و افراد خاطی نظامی که فعالیت سیاسی داشته­اند از کار بی کار خواهند شد.

2-  درباره­­ی پرونده­ی هسته­ای ایران و نسبت عملکرد نهاد رهبری و نماینده­ی ویژه­ی ایشان در شورای عالی امنیت ملی با امنیت و منافع ملی کشور تحقیقات گسترده­ای از سوی کارشناسان نظامی ، امنیتی و روابط بین­الملل برجسته­ای که به وفور در مجلس مهم خبرگان حضور دارند، انجام خواهد شد و نتایج آن در اسرع وقت به موکلان و خبرنگاران ارایه خواهد شد.

3-  در پی نطق پیش از دستور یکی از نمایندگان مجلس مهم خبرگان درباره­ی نقش عظیم صدا و سیما در عرصه­ی فرهنگ و سیاست و اجتماع قرار می­شود این امکان به صورت برابر در اختیار گروه­های فکری مختلف قرار گیرد. بر این اساس شورای عالی نظارت بر صدا و سیما مرکب از  نمایندگان احزاب، NGOها و حتا لاییک­ها و مارکسیست­ها تشکیل و به تناسب ساعاتی از برنامه­های صدا و سیما در اختیار آنها قرار می­گیرد تا به تبیین دیدگاه­های خودشان در جامعه بپردازند.

4-  برای نظارت بر عملکرد مالی نهادهای تحت امر رهبری که فعالیت اقتصادی دارند بنا می­شود آن­هایی که ضرورتی برای ادامه­ی کارشان وجود ندارد تعطیل و بقیه تحت نظارت مالی کارشناسان اقتصادی و مالی مجلس مهم خبرگان قرار گیرند. نتایج بررسی­ها هم به تناوب به اطلاع موکلان یعنی مردم شریف ایران خواهد رسید.

5-  نمایندگان مردم در مجلس مهم خبرگان با ابراز تاسف شدید از عملکرد قوه­ی قضاییه خواستار آزادی فوری همه­ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و رعایت بندهای مختلف حقوق بشر که به امضای کشورمان رسیده خواهند شد.

6-  نظارت استصوابی شورای نگهبان، خلاف حقوق اساسی ملت دانسته شده و بر پایان فوری آن تاکید می­شود.

7-  نمایندگان نسبت به هزینه­های زیادی که برای نصب عکس­ها و تبلیغات دیگر از رهبری در جامعه می­شود تذکر جدی خواهند داد و آن را موجب اسراف و عملی غیرشرعی ، غیر اخلاقی، غیر اقتصادی و حتا خلاف شان رهبری دانسته و خوستار جمع­آوری فوری آنها و جایگزینی تصاویری فرح­بخش از طبیعت، نقش­های هنری،جملات زیبای قرآنی و یا سایر جملات قصار از اندیش­مندان مختلف می­شوند.

8-  کلیه­ی نمایندگان مجلس مهم خبرگان با بیان این­که چه معنی دارد ما برای نظارت بر رهبری از کانالی که تحت امر ایشان است(شورای محترم نگهبان) بگذریم نسبت به مشروعیت مردمی و دموکراتیک خودشان تشکیک می­کنند و طی تحصنی خود را منفصل خواهندکرد.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

دیدید آدمایی رو که جنبه ندارن چیزی بشون بگی؟ تندی میرن این ور و اون ور تعریف میکنن که خودشونو لوس کنن و مطلع نشون بدن. منم از این جور آدمام. دیشب تو تاکسی به طور اتفاقی همراه یکی از دست­اندرکاران سریال نرگس بودم و اونم که دست کمی از من نداشت سیر تا پیاز قسمتای بعدی رو برام تعریف کرد. منم اول زنگ زدم به پرستو و ماجرا رو تعریف کردم که کلی بابت این مطلب شاکی شد و پایه­های مستحکم خونوادمون لرزید. حالام واسه شما میگم که شب به شب مچل این سریال ضعیف نشید. تازه اگه نگم حناق می­گیرم.

نسرین تو اون شهر مرزی با کمک اون زنه که دیشب تو مینی­بوس پشت سرش نشسته بود و از اون آدم خوباس و امشب یا فردا می­فهمید که دکتره، زایمان می­کنه. اولین دختر نسرین هم که همتون می دونید بچه­اس. بعد جونم براتون بگه شقایقو می­کشن، پلیس هم میره سراغ همسر سابقش احسان و اونو می­گیره. اما با تماسی که نسرین به کمک اون زن پزشکه با تهران می­گیره (در واقع شماره­ی دوست احسانو خانم دکتره از وسایل  نسرین پیدا می­کنه) سر نخ دست پلیس میاد و می­رن سراغ اون نامرد عوضی یعنی شوکت. بهروز بچه ننه هم تو خارج یه مرضی می­گیره که امروز یک منبع غیر موثق مریضی اونو ایدز اعلام کرد، البته امیدوارم این خبر توسط عموی بهروز تکذیب شه. نسرین هم با صحبتایی که باش می­شه برمی­گرده تهرون و از مرز رد نمی­شه. یه خبر جالب­ترم از این سریال دارم که پول می­گیرم بگم. نگم هم حناق نمی­گیرم.

حالا می­تونید شبا وقتتونو به بطالت نگذرونید. اگه خاستید بازم سریال نرگسو ببینید ولی دیگه براتون لطفی نداش به من فحش ندید. می­تونستید این مطلبو نخونید. هرچی بگید خودتونید.

پ ن: این مطلبو فقط برای چند ده تا رفقایی که معمولن به صورت روزانه به وبلاگم مراجعه میکنن نوشتم.لطفن کسی لینکش نده. همین جوری هم این پست زرد و یه کم غیراخلاقی هست بسه.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

خاتمی هر چه نباشد سخن ور خوبی است.من که البته از تیر۷۸ به این سو روز به روز گلایه هایی متناسب با انتظاراتی که از او داشتم٬ برایم پیش آمد که اوج آن برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس هفتم بود اما معتقدم او کماکان از ظرفیت هایی برخوردار است. امیدوارم که ایشان بتواند به اعتبار بین المللی اش مانند قدرت آراءاش در دوران ریاست جمهوری بی تفاوت نباشد و از آن به نفع صلح و دموکراسی و معنویت در ایران در وهله ی اول و جهان در وهله ی دوم استفاده کند. در زیر بخشی از حرف های شنیدنی او را در دانشگاه سازمان ملل در توکیو بخانید:

"چه چيزي در اين دنيا غايب است، علم و فناوري داريم، اما عدالت نداريم، علم و قدرت داريم، اما اخلاق نداريم، معتقدم در حالي كه علم و فناوري را بايد گرامي داشت و هيچ ملتي هم نمي‌تواند از دسترسي به‌ آن خودداري كند، غايبهاي بزرگ ما كه منشاء اين مشكلات شده است، عبارتند از لبخند بودا، محبت مسيح (ع)، اخلاق محمد (ص) و عدالت موسي(ع) اينها غايبهاي بزرگ روزگار ما هستند. 

بدتر از غيبت بزرگ آنها، اين است كه به نام موسي (ع) سرزميني اشغال مي‌شود و ميليونهاي آواره از سرزمين خود مي‌شوند ، به‌نام عيسي(ع) جنگ و سركوب به عنوان يك راهبرد براي حل مشكلات بكار گرفته مي‌شود و به نام حضرت محمد (ص) انسانهايي دست به ترور مي‌زنند و جان انسانهاي بيگناه را جاشني انفجاري مي‌كنند كه در آن انفجار هم هزاران نفر ديگر كشته مي‌شوند و بجاي لبخند بودا اخم و تلخي بر زندگي حاكم مي‌شود. 

مشكل تنها در نبود آن عدالت، لبخند و آن اخلاق و محبت نيست، بلكه درد اين است كه آنها تبديل به قهر، خشونت، تزوير و سركوب شده‌اند."

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

کار حزبی و اصولن کار جمعی برای ما ایرانی جماعت خیلی سخت است. قصد اثبات این ادعا را ندارم و تحلیلی هم در این­باره نمی­کنم. تنها این را گفتم که احیانن تلقی توهین از حرفی که حالا می­زنم نشود. یعنی که ما همه کمابیش همین­طوریم و تنها مثال خوش­مزه­ای که هست را خواستم باتون در میان بگذارم.

 

حزب هم­بستگی اولین حزبی است که پس از دوم خرداد با تلاش جمعی از نمایند­گان شهرستانی مجلس مثل راه­چمنی و مرحوم قندهاری و ... تشکیل شد. اما امروز آن هیات موسس را به حزب راه نمی­دهند و هیچ جایگاهی ندارند. در انتخابات سال گذشته­ی ریاست جمهوری هم اکثر اعضای آن از کروبی حمایت کردند در حالی که دبیرکل آن به صورت منفرد و خطاب به ملت شریف ایران بیانیه­ی کاندیداتوری­اش را صادر کرد و وقتی هم رد صلاحیت شد حزب متبوع ایشان هیچ اعتراضی نداشت! خوش­مزه­تر آن که ارگان رسمی این حزب در انتخابات به واسطه­ی رفاقت مدیر مسئول آن یعنی آقای صالح آبادی از مهرعلیزاده حمایت می­کرد اما دبیر سیاسی آن بر اساس دیدگاه شخصی خودش زیرآبی می­رفت و حسابی هوای کانیدای ما یعنی دکتر معین را داشت.

 

انشاءالله که مشکلات این حزب به زودی با وساطت دبیر کل یک حزب دیگر (آقای کروبی) مرتفع شود و در این وانفسا حداقل مجوز­اش بماند، اما خداییش اینا دیگه خیلی باحالن. نمی­دانم این شلم شوربا همه­اش به خاطر ایرانی بودن است یا باید نقش حضور فردی که هرجا رفته آن­جا را به هم ریخته را در ایجاد این آشفته­گی پررنگ­تر دید.

 

این را هم بگویم بد نیست. روزهای منتهی به کنگره­ی نهم مشارکت که بحث دبیرکل داغ بود با هرکسی که صحبت می­شد از پذیرش آن طفره می­رفت. در راس آن­ها صفایی فراهانی بود و بعد کسانی مثل رمضان زاده و صفدر حسینی و حتا همین آقای میردامادی. خلاصه خورده بودیم به بی دبیرکلی که یک روز به دوستان پیشنهاد دادم از هم­بستگی دبیرکل وارد کنیم که مازاد دارند.

 

نه که حالا ما خیلی شاه­کار باشیم، نه. اما این هم­بستگی که اتفاقن اعضای موسس­اش از افراد مجرب و تشکیلاتی بودند حیف بود که به این وضع دچار شود.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |